پپ گواردیولا، ژوزه مورینیو و بازی که همه چیز را تغییر داد

یک تصمیم در زمان، تاریخ را به دو مسیر بسیار متفاوت می برد.
در سال 1998، یک فیلم هالیوودی با بازی گوئینت پالترو، اصطلاح “درهای کشویی” را به فرهنگ لغت رایج تبدیل کرد.
ده سال بعد، فوتبال لحظه درهای کشویی خودش را داشت.
در تابستان 2008، بارسلونا – تحت مدیریت فرانک رایکارد – باشگاهی متوقف شد و در شرف سقوط بود.
دومین فصل بدون جام متوالی در حالی به پایان رسید که بارسا در لالیگا سوم شد و در برنابئو بدنام شد.
با تایید قهرمانی رئال مادرید در روزهای قبل، بارسلونا مجبور شد قبل از دیدار لیگ خود، یک گارد افتخار به رقیب اصلی خود بدهد.
خجالت به همین جا ختم نشد. کوبیدن 4-1 به دنبال داشت و هواداران مادرید شعار “لاپورتا لطفا بمان!” به رئیس تحت فشار بارسا، خوان لاپورتا.
خارج از زمین، رونالدینیو، سردسته رختکن، زمان بیشتری را در کلوپ های شبانه شهر می گذراند تا گلزنی.
به نظر می رسید نظم و انضباط تیمی از بین رفته است، با داستان هایی از این برزیلی که به جای اینکه در تمرین بند بیاید، سرش را پایین انداخته و از افراط و تفریط شب بخوابد.
تماشا کنید: پپ گواردیولا: تعقیب کمال سایت شرط بندی بت 45
سوالاتی در مورد افزایش وزن رونالدینیو و تمایل به یک شب بیرون رفتن، صفحات اول و پشت روزنامه های بارسلونا را تشدید کرد در حالی که در کنفرانس های مطبوعاتی، هر سوالی که از رایکارد خطاب می شد شامل کلمه “استعفا” بود.
لاپورتا در حالی که صداهای هواداران مادریدی همچنان در گوش او زنگ می زند، پاسخ خود را ارائه کرد.
کمتر از 24 ساعت پس از شرمساری در مادرید، رایکارد برکنار شد.
چه کسی جایگزین او می شود؟
ژوزه مورینیو در صدر لیست، و در صدر فهرست برای هر عملگرای فوتبالی قرار داشت.
مورینیو به عنوان دستیار مدیران قبلی بابی رابسون و لوئیس فن خال رابطه تاریخی مثبتی با باشگاه داشت.
او همچنین پس از قهرمانی در جام یوفا و لیگ قهرمانان اروپا با پورتو و قهرمانی های پی در پی و بی سابقه در لیگ برتر با چلسی، رزومه ای داشت که در آن زمان از هر کس دیگری در اروپا پیشی گرفت.
اما، بارسلونا به جای انتخاب چهره مشهور فوتبال در لیست A، فردی از لیست B را انتخاب کرد. به معنای واقعی کلمه.
آنها مدیر تیم B خود را انتخاب کردند، که کاملاً در سطح بالا اثبات نشده بود و دوره قبلی – اولین بار به عنوان سرمربی – را در رده چهارم اسپانیا و یک بخش منطقه ای کاتالونیا سپری کرده بود.
تصمیم؟
گواردیولا به خاطر مورینیو.
برای اینکه بفهمید چرا، و برای رسیدن به ته تصمیمی که فوتبال را تغییر داد، باید عمیقاً در DNA بارسلونا کاوش کنید، جایی که شعر، نه پراگماتیسم، محرک اصلی است و روشها، نظرات و غریزه یک انسان بر همه چیز برتری دارد.
پپ گواردیولا: تعقیب کمال کاوش می کند، برای درک پپ، باید یوهان کرایف را درک کنید.
کرایف مترادف با بارسلونا است، قهرمان لالیگا در سال 1974 و کوپا دل ری در سال 1978 به عنوان بازیکن، قبل از کسب چهار عنوان قهرمانی متوالی اسپانیا و قهرمانی در جام ملت های اروپا، به عنوان مدیر باشگاه بین سال های 1988 و 1996.
و کرایف تأثیری باورنکردنی بر دوران حرفه ای گواردیولا داشت.
این کرایف بود که در سال 1990 یک گواردیولا 19 ساله را از ذخیره بارسلونا بیرون کشید و او را به یک تیم اول فاتح پر از ستاره های جهانی مانند مایکل لادروپ تا رونالد کومان تبدیل کرد. کرایف در گواردیولای نوجوان کیفیتی را دید که ماندگار است.
لو مارتین، روزنامهنگار اسپانیایی، گواردیولا را بهتر از همه میشناسد، زیرا کتاب کمشناختهاش La Meva Gent، El Meu Futbol (مردم من، فوتبال من به زبان کاتالانی) در سال 2001 را با روح نوشته است.
مارتین می گوید: “در کاتالونیا، ما می گوییم “seny” و “rauxa”. [کاپیتان افسانه ای بارسلونا، کارلس] پویول دارای “rauxa” است – تکانه، رانندگی.”
“سنی” – مغزها – در اف سی بارسلونا پپ بود.
پپ به تیم معنا داد، زیرا پپ میتوانست هر آنچه یوهان از او میخواست را درک کند.
“یوهان دو پسر داشت. جوردی، پسر خونی اش و پسر ورزشی اش … پپ.”
گوش کنید: غول های ورزشی: پپ گواردیولا – یک مجموعه پادکست چهار قسمتی درباره یک بازیکن بزرگ فوتبال
جوردی کرایف ارزیابی مارتین از رابطه نزدیک پدرش و گواردیولا را تکرار می کند.
جوردی به یاد میآورد که پدرش به عنوان یک مربی نوپا به گواردیولا اعتماد زیادی داشت، پس از اینکه سرپرست او دوران بازیاش را با حضور در برشا، رم، الاهلی و باشگاه مکزیکی دورادوس به پایان رساند.
جوردی کرایف در مورد ماههای پس از بازنشستگی گواردیولا در سال 2006 میگوید: «میدانم که در آن زمان پپ و پدرم تماسهای زیادی با هم داشتند.
فکر میکنم پدرم چنین شهودی داشت که میتوانست وقتی کسی مربی خوبی شود، احساس کند.»
انتقاد مکرر از گواردیولا این است که هر سه شغل مدیریتی در سطح بالای او – بارسلونا، بایرن مونیخ و منچسترسیتی – باشگاههایی با بازیکنان بزرگ و جیبهای بزرگ بودهاند.
استنباط این است که اسپانیایی نمی تواند جادوی خود را در یک محیط کوچکتر و فروتن تر انجام دهد.
خیلی کوچکتر از بارسلونا B نشد.
گواردیولا که در آن زمان 37 سال داشت در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود به عنوان سرمربی بارسلونا B گفت: بله، من یک بازیکن بودم، اما به عنوان مربی از صفر شروع می کنم.
تعجب آور بود که او این کار را به عهده گرفته بود، زیرا به عنوان رئیس آکادمی – که معتبرتر به نظر می رسید – نیز روی میز قرار داشت.
با این حال، بارسلونا B، مانند گواردیولا، از صفر شروع کرد. در فصل قبل، آنها پس از ناکامی در کسب پیروزی در 10 بازی پایانی خود، سقوط کرده بودند.
اولین بازی گواردیولا که سرمربی تیم بود، یک بازی دوستانه پیش فصل بود که در زمینی کوچک و مصنوعی مقابل بانیولز انجام شد. زمینهای کوچک و زمانی که مسابقات روی چمن برگزار میشد، سطوح گلولهدار موضوعی در شروع دشوار زندگی مدیریتی بود.
بارسلونا B یکی از سه بازی اول خود را برد.
پس از شکست 2-0 از مانرسا که در نهایت به دسته پایین سقوط کرد، گواردیولا اولین آزمون ایمان خود را تحمل کرد. آیا سبک بازی او – اولویت دادن به مالکیت بر موقعیت در زمین – می تواند در شرایط آزمایشی رده چهارم پیشرفت کند؟
وقتی چهارشنبه بعد از آن شکست به تمرین رسید، تصمیمش را گرفته بود.
او میگوید: «فکر میکردم باید تغییر کنیم زیرا زمینها بسیار کوچک هستند.
“دو روز شک داشتم. اما در آن لحظه تصمیم گرفتم – اگر بتوانیم برنده شویم و فوتبال خوبی را در یک زمین کوچک بازی کنیم، میتوانم این کار را در سطح بالاتری با بازیکنان بهتر و زمینهای بهتر انجام دهم.
به تمرین رسیدم و گفتم: این چیزی است که من به آن اعتقاد دارم. جایگزینها، روشهایی که ما به تغییر نگاه میکردیم، من را قانع نکردند، به همین دلیل نتوانستم تغییر کنم.
“لحظه مهمی بود، زیرا من تازه کار بودم، باتجربه نبودم. در 37 سالگی، هرگز بازیکنان بزرگی تربیت نکردم. باید خودم را ثابت می کردم.”
مردی که نیازی به اثبات خود نداشت، Domenec Torrent بود.
تورنت مدیریت تیم رده چهارم Girona را بر عهده داشت. وقتی گواردیولا، مردی که به عنوان یک بازیکن به او احترام می گذاشت، ضربه زد، تورنت از این فرصت استفاده کرد و به او ملحق شد.
تورنت 11 سال را در کنار گواردیولا به عنوان دستیار او گذراند تا اینکه در سال 2018 از منچسترسیتی برای سرمربیگری در باشگاه نیویورک سیتی جدا شد.
او میگوید: «من همیشه میگویم پپ قدرت فریبندگی بالایی دارد.
او کسی است که می تواند بازیکنان را با کار روزمره خود با آنها متقاعد کند. او یک اسفنج است.
او خیلی سریع در مورد همه چیز و همه چیز یاد می گیرد.
او بارسلونا B را به تیمی بسیار جمع و جور تبدیل کرد که فوتبال بسیار خوبی بازی می کرد. و ایده های خود را که کاملاً با هر چیزی که تا آن زمان شنیده بودند متفاوت بود، به بازیکنان منتقل کرد.
درست است که ما تیم بسیار خوبی ساختیم.
سرخیو بوسکتس، پدرو و تیاگو آلکانتارا چهره های تازه کار در آن تیم بودند و گواردیولا نیروی محرکه سازش ناپذیر، بی رحم و بی رحم در مرکز آن تیم بود.
حرفه ای بودن در درجه اول بود. طرفهای اپوزیسیون مورد شناسایی و تجزیه و تحلیل ویدیویی قرار گرفتند، سطحی از جزئیات که در آن زمان در آن بخش بیسابقه بود.
منع رفت و آمد در ساعت 11 شب – مانند جریمه ها – وضع شد.
مارک والینته، کاپیتان وقت پپ، گفت: “پپ مرزهای بسیار واضحی داشت، او به کسی اجازه نمی داد کاری را انجام دهد که فکر می کرد نابجاست.” او یک کد بسیار واضح داشت. شما باید از نظر قوانین، از نظر جریمه ها به آن پایبند باشید و به نظر من این عادلانه بود.”
تکسیکی بیگیریستین، مدیر ورزشی وقت بارسلونا – که اکنون در منچسترسیتی کار می کند – نیز تلاش گواردیولا برای رسیدن به کمال را به یاد می آورد.
بیگیریستین می گوید: «باور نکردنی بود. در انگلیس سطح لیگ دو خواهد بود.
پپ در لیگ دو کار می کرد، مثل اینکه [مسئول] تیم اصلی [بارسلونا] بود: مراقبت از بازیکنان، غذا، سرآشپزها، سفر، ضبط بازی ها.
او واقعاً شگفتانگیز بود. او به این فکر میکرد که یک روز من مربی تیم اصلی خواهم شد، میخواهم اینطور کار کنم.
“و بنابراین، او قبلاً این کار را در ردیف چهارم انجام می داد. این دیوانه بود.”
پس از شروع بدشان، فرم بارسلونا B گواردیولا در مسیر صعود به طور چشمگیری بهبود یافت.
میزان کار گواردیولا قلب ها را در هیئت مدیره به دست آورد، به ویژه با تاثیرگذارترین چهره بارسلونا.
تورنت میگوید: «به یاد دارم که یوهان کرایف به همراه همسرش برای دیدن بازیهای بارسا بی به دیدارهای زیادی رفتند.
و به طرز عجیبی دیدم که او به جای تماشای بازی، پپ را تماشا میکرد، چگونه مدیریت میکرد، چگونه رفتار میکرد، چگونه حرکت میکرد: زبان بدنش.
و من به یاد دارم که به پپ گفتم: این دومین باری است که یوهان شما را میبیند و او فقط شما را تماشا میکرد. همه اینها زمانی که پپ هدایت تیم اصلی را برعهده گرفت منطقی بود.
یاد آن بعدازظهرهایی افتادم که یوهان برای دیدن او آمد، نه فوتبال.
ارتقاء برای گواردیولا هزینه ی عادلانه ای داشت.
او در ابتدای مبارزات انتخاباتی قول داده بود در صورت پیروزی در سه بازی متوالی، ناهار تیم را بخرد. در پنج نوبت اتفاق افتاد.
با این حال، مهمترین عملکرد این تیم این بود که در یک بازی دوستانه مقابل تیم اصلی رایکارد که به طور فزاینده ای از هم گسیخته و از هم جدا شده بود، که توسط تماشاگران انگشت شماری تماشا می شد.
ایدور گودیانسن، مهاجم سابق بارسلونا میگوید: «فکر نمیکنم تا به حال به اندازهای بدوم و توپ را تعقیب کنم.
این بازی دوستانه همراه با گزارشهای پیشاهنگی هفتگی کرایف، کلیدی برای متقاعد کردن هیئت مدیره بارسلونا بود که پپ مردی است که برای پست برتر انتخاب شده است.
گودیانسن ادامه می دهد: «آنها روش خاصی برای بازی داشتند.
“تقریباً انگار نمیتوانستیم به آنها نزدیک شویم. من تقریباً مطمئن هستم که برخی از بازیکنان تیم اصلی آنطور که باید آن را جدی نمیگرفتند.”
اما من هنوز به یاد دارم که فکر کردم: “وای، آنها چگونه بازی می کنند؟ چرا همیشه یک مرد یدکی وجود دارد؟”
تحت فشار قرار دادن آنها بسیار سخت بود.
برای تیم اول، این مسابقه مایه شرمساری بود. رونالدینیو تنها پس از 10 دقیقه کنار کشیده شد. بنا به گزارش ها، دکو نیز در مواجهه با ذخایر بی امان با مشکل مواجه شد.
فشار پپ برای ثابت کردن بیش از حد برای هیئت مدیره بارسلونا بود.
ترکیبی از ارتقاء تیم B، بازی مسخره دوستانه و سکوت رایکارد در نظم بخشیدن به تیم سرکش خود را مجبور به تغییر در اوج کرد.
انتخاب روشن بود. سگ برتر اروپا، ژوزه مورینیو، انضباط بر همه چیز فاتح؟ یا انتخاب شاعرانه، پپ گواردیولا وسواس مالکیت؟
خاویر سالای مارتین به عنوان خزانه دار بارسلونا و عضو هیئت مدیره بین سال های 2004 تا 2010 در مرکز این گفتگوها بود.
او در پپ گواردیولا: تعقیب کمال می گوید: «همه می دانند که ما این مشکل را داریم.
“رونالدینیو هر شب تا دو بامداد بونگو بازی می کند. چطور جلوی آن را می گیری؟ ما به یک گروهبان، یک ژنرال نیاز داریم.
“بزرگترین ژنرال جهان کیست؟ ژوزه مورینیو درست است؟
“با توجه به مشکلاتی که داشتیم، راه حل واضح به نظر می رسد. متأسفانه مورینیو با DNA بارسلونا همخوانی ندارد.”
“DNA بارسلونا جنبه های زیادی دارد. یکی از آنها نحوه بازی ما است.
ما اینها را از یوهان کرایف به ارث بردهایم. وقتی فوتبال هلندی بازی میکنیم برنده میشویم. بهترین شاگرد کرایف پپ است.
“اما مورینیو قهرمان لیگ قهرمانان شده است. بنابراین بحث بزرگی وجود داشت.
اما خوان لاپورتا گفت: “ما نمیتوانیم مسیر مورینیو را دنبال کنیم… او سبک ما را بازی نمیکند. او یک مربی دفاعی با ضد حملات است. این روشی نیست که ما بازی میکنیم.”
و همچنین، او یک جنتلمن واقعی نیست. روشی که او سعی می کند دستکاری کند، در زمین به شیوه بارسلونا عمل نمی کند.”
همانطور که سالای مارتین به یاد می آورد، هنوز هم می توانست به هر سمتی پیش برود، اما به دلیل دخالت مناسب یک مرد.
او گفت: «بسیاری از اعضای هیئت مدیره طرفدار مورینیو بودند.
لاپورتا با یوهان [کرایف] مشورت کرد و گفت به نظر شما پپ آماده است؟
“و یوهان گفت بله. و وقتی یوهان می گوید بله، بله.”
در نهایت، اعضای خانواده سلطنتی بارسلونا در لیست A اصرار داشتند که یک رئیس تیم B آزمایش نشده باشد.
و فوتبال از آن زمان به همین شکل نبوده است.
درباره کایل واکر کاپیتان منچسترسیتی خواهد بود بخوانید


پپ گواردیولا
